لقمهی رمضانیه
این پست آسید کمال را بخوانید که حال من را دیگر کرد. این داستان را به روایتی اندک متفاوت، از «مویرگ ایمان»ام، شیخ محمود امجد کرمانشاهی، شنیده بودم. قدیمها کسانی بودند که عنوان روحانی برازندهشان بود. نفسشان آدم درست میکرد. نمیگویم دیگر نیستند اما نسلشان دارد منقرض میشود جای آنها را، تا حدود ِ به نظر من نه چندان کمی، سنتپرستان و بنیادگراهایی دارند میگیرند که از منبرشان یا بوی خرافه میآید و از یا آن خشونت میبارد، کارشان هم مریدسازی و حمقپروری است. زبان حال آن باطنیان رو به انقراض این بوده است: «در کوی ما شکسته دلی میخرند و بس/ بازار خودفروشی از آن سوی دیگر است».
این هم لقمهی رمضانیهی امروز ما، احمدالله علی اطعمه الروحانی
این هم لقمهی رمضانیهی امروز ما، احمدالله علی اطعمه الروحانی

نظرها
salam
che moshkeli to address emaileton vojoud dare ke yahoo ghaboul nemikone
یاسر: مشکلی نباید باشد.دوباره تلاش کنید
Posted by: farimah | September 5, 2008 4:37 AM
راست گفتي، اين روزها كسي نفس گرم ندارد. به نظرم مشكل از لقمههاي ماست. لقمه شبهه ميخوريم و پاردم دراز ميكنيم!
Posted by: فيضيخواه | September 5, 2008 9:41 AM
سلام،امااین بار سلام من با دفعات پیش خیلی فرق میکنه.مدتی سرم شلوغ بود و نتونستم سری به وبلاگت بزنم. دیروز که ناگهان به یادت افتادم دیدم که از قفس پریدی.به هر حال امیدوارم بهت سخت نگذره.از این به بعد من با یاسر میردامادی(ای) سر و کار دارم که ساکن مشهد نیست و من رو به یاد سال های قدیم نمی اندازه. امیدوارم بتونم فایل جدیدی برات بازکنم.فایلی که من روبه یاد خیلی از آدم ها نمی اندازه و اگر این طور بشه خیلی خوشحال می شم.راستی اگر حالی دست داد ما رو هم فراموش نکن.
یاسر: خودت خوب می دانی که من سخت ارادتمندم و آرزومندی ایمانی که داری
Posted by: علی نمازی | September 5, 2008 1:58 PM
نميدونم نظر قبلي درست ارسال شد يا نه چون مدام اشكال ميگيره ولي لطفا منتشر نكنيد.در ضمن آدرس ايميلتون رو برام بفرستيد چون ياهو آدرس رو قبول نميكنه.
ممنون
یاسر: کامنت قبلی تان را منتشر نکنم یا این یکی را؟ محض احتیاط قبلی را منتشر نکردم. ممنون که من را یاد مشهد انداختید و بلوار فرامز منزل ما هم در مهشد نزدیک
به آنجاست. پیروز باشید
یاسر: این جیمیل من است:
mirdamady@gmail.com
Posted by: farimah | September 5, 2008 3:16 PM
اصلا خوشم نيومد. صدقه به كسي كه داره كار ميكنه ، خدمات ارايه ميده و دستمزدشو دريافت ميكنه تنها و تنها نشانه تحقير كردن و له كردن شخصيت اونه.قطعا اگه حاج آقا به جاي اين كارا جلوي خيلي حماقتا رو بگيرن از تعداد افراي كه از روي "اجبار" و نه دلبخواه تن به اين پيشه داده اند كاسته ميشود. نكته دوم واژه "آدم درست كردن" است. نمي دانم يعني چه؟ولي جالبست كه هنوز هم عده اي ميخواهند عده اي ديگر را آدم كنند.لابد با "ترساندن" يا "تحبيب قلوب" .
یاسر: ندیده ای این جور آدم ها را که این طوری قضاوت می کنی برادر
Posted by: هجرت زاده | September 5, 2008 6:21 PM
اين جور أدم ها؟؟ خيلي بدتر شد.لابد جنس أنها با بقيه فرق دارد . ها؟؟
Posted by: هجرت زاده | September 5, 2008 6:29 PM
دوراز همه ی خوب ها وبدها،دورازهمه ی عزت ها وذلت ها،دوراز همه ی پیامدها وعلتها،دور از همه ی...
چشم هایم را بارانی کردی.
Posted by: زینب حسینی | September 6, 2008 7:02 AM
سلام
جانا سخن از دل ما می گویی...
قربان تو
Posted by: ایران امروز | September 6, 2008 5:09 PM
سلام
تازه به وبلاگستان پیوستهام. اگر مایلید نظر دهید. سپاس!
Posted by: هادی | September 7, 2008 12:08 PM
سلام یاسر جان. چند نوشته ی اخیرت رو امروز یکجا خوندم. دلتنگ نباشی رفیق. جات اینجا خالیه. مخصوصا که نیستی تا ماه رمضونی برنامه ای بذاریم. امیدوارم این دوری و غربت برات پر از یادگیری و رشد باشه.
شاد باشی.
یاسر: ممنون حضرت محمود
Posted by: محمود | September 7, 2008 2:03 PM