« افطار لندنیّه | صفحه‌ی اصلی | بدون شرح »

لقمه‌ی رمضانیه

این پست آسید کمال را بخوانید که حال من را دیگر کرد. این داستان را به روایتی اندک متفاوت، از «موی‌رگ ایمان»‌ام، شیخ محمود امجد کرمانشاهی، شنیده بودم. قدیم‌ها کسانی بودند که عنوان روحانی برازنده‌شان بود. نفس‌شان آدم درست می‌کرد. نمی‌گویم دیگر نیستند اما نسل‌شان دارد منقرض می‌شود جای آن‌ها را، تا حدود ِ به نظر من نه چندان کمی، سنت‌پرستان و بنیادگراهایی دارند می‌گیرند که از منبرشان یا بوی خرافه می‌آید و از یا آن خشونت می‌بارد، کارشان هم مریدسازی و حمق‌پروری است. زبان حال آن باطنیان رو به انقراض این بوده است: «در کوی ما شکسته دلی می‌خرند و بس/ بازار خودفروشی از آن سوی دیگر است».
این هم لقمه‌ی رمضانیه‌ی امروز ما، احمدالله علی اطعمه الروحانی

مطالب مرتبط

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/4286

فهرست سايت‌هايی که به مطلب لقمه‌ی رمضانیه لينک داده‌اند::

» ماه مبارک در آنکه بی‌باده کند جان مرا مست کجاست؟
مادربزرگ نشسته‌بود رویِ جانماز، تسبیح‌به‌دست، ذکر می‌گفت؛ دُعا می‌کرد این‌و آن‌را. گاه، با گوشه‌ی چارقدرِ “سفیدِ‌ مزیّن به گلهای... [الباقی]

نظرها

salam
che moshkeli to address emaileton vojoud dare ke yahoo ghaboul nemikone

یاسر: مشکلی نباید باشد.دوباره تلاش کنید

راست گفتي، اين روزها كسي نفس گرم ندارد. به نظرم مشكل از لقمه‌هاي ماست. لقمه شبهه مي‌خوريم و پاردم دراز مي‌كنيم!

سلام،امااین بار سلام من با دفعات پیش خیلی فرق میکنه.مدتی سرم شلوغ بود و نتونستم سری به وبلاگت بزنم. دیروز که ناگهان به یادت افتادم دیدم که از قفس پریدی.به هر حال امیدوارم بهت سخت نگذره.از این به بعد من با یاسر میردامادی(ای) سر و کار دارم که ساکن مشهد نیست و من رو به یاد سال های قدیم نمی اندازه. امیدوارم بتونم فایل جدیدی برات بازکنم.فایلی که من روبه یاد خیلی از آدم ها نمی اندازه و اگر این طور بشه خیلی خوشحال می شم.راستی اگر حالی دست داد ما رو هم فراموش نکن.

یاسر: خودت خوب می دانی که من سخت ارادتمندم و آرزومندی ایمانی که داری

نميدونم نظر قبلي درست ارسال شد يا نه چون مدام اشكال ميگيره ولي لطفا منتشر نكنيد.در ضمن آدرس ايميلتون رو برام بفرستيد چون ياهو آدرس رو قبول نميكنه.

ممنون

یاسر: کامنت قبلی تان را منتشر نکنم یا این یکی را؟ محض احتیاط قبلی را منتشر نکردم. ممنون که من را یاد مشهد انداختید و بلوار فرامز منزل ما هم در مهشد نزدیک
به آنجاست. پیروز باشید

یاسر: این جیمیل من است:
mirdamady@gmail.com

اصلا خوشم نيومد. صدقه به كسي كه داره كار ميكنه ، خدمات ارايه ميده و دستمزدشو دريافت ميكنه تنها و تنها نشانه تحقير كردن و له كردن شخصيت اونه.قطعا اگه حاج آقا به جاي اين كارا جلوي خيلي حماقتا رو بگيرن از تعداد افراي كه از روي "اجبار" و نه دلبخواه تن به اين پيشه داده اند كاسته ميشود. نكته دوم واژه "آدم درست كردن" است. نمي دانم يعني چه؟ولي جالبست كه هنوز هم عده اي ميخواهند عده اي ديگر را آدم كنند.لابد با "ترساندن" يا "تحبيب قلوب" .

یاسر: ندیده ای این جور آدم ها را که این طوری قضاوت می کنی برادر

اين جور أدم ها؟؟ خيلي بدتر شد.لابد جنس أنها با بقيه فرق دارد . ها؟؟

دوراز همه ی خوب ها وبدها،دورازهمه ی عزت ها وذلت ها،دوراز همه ی پیامدها وعلتها،دور از همه ی...
چشم هایم را بارانی کردی.

سلام

جانا سخن از دل ما می گویی...

قربان تو

سلام
تازه به وبلاگستان پیوسته‌ام. اگر مایلید نظر دهید. سپاس!

سلام یاسر جان. چند نوشته ی اخیرت رو امروز یکجا خوندم. دلتنگ نباشی رفیق. جات اینجا خالیه. مخصوصا که نیستی تا ماه رمضونی برنامه ای بذاریم. امیدوارم این دوری و غربت برات پر از یادگیری و رشد باشه.
شاد باشی.

یاسر: ممنون حضرت محمود

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)